تبلیغات
کوچه های بی قرار

کوچه های بی قرار
خوشحال،ملیحه،از خراسان هستم/ همسایه ی شعر و شمع و باران هستم/من دختری از دیار قند و لبخند/از شهر ادب،اهل فریمان هستم
نویسندگان
لینک های مفید

 

وسعت رحمت...

 

مژده بر اهل زمین ، عطر اذان آمده است

مردی از عالم والا به جهان آمده است

قدمش پرتو نوراست  به تاریکی شب

که به نابودی جهل و خفقان آمده است

 سرزمین های  عرب زنده شد از هر نفسش

مژده دادند که عیسای زمان آمده است

زنده در گور شدن تا به ابد پایان یافت

دختران ،  صبر،  نترسید ، امان امده است

هرکجا ذکر شود رسم امانت داری

صحبت از خلق امینش به میان آمده است

آیه ی نور الهی به زمین نازل شد

محرم غار حرا از آسمان آمده است

تا خدا ختم کند سلسله ی وحی جمیل

                                                 وسعت رحمت او چه بی کران آمده است...


طبقه بندی: اشعار خودم،
[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 20:47 ] [ ملیحه خوشحال ]

 

یک ترانه ی قدیمی تقدیم به همراهان همیشگی

 

بازم تا منو دیدی جازدی فوری رفتی

از چی فرار میکنی از اون حرفا که گفتی؟

شرمنده باشی یا نه فرقی نداره برام

جا نداری تو دلم تو رو دیگه نمیخوام

مثل تو سرد و خودخواه روی زمین ندیدم

چه ساده با نگاهت عشق تو رو خریدم

ظاهر خوبی داشتی ساده و صادق بودی

دلت واسم تنگ میشد انگاری عاشق بودی

آخه من ساده دل چطور دل به تو دادم

که بعد عمری گفتی که از سرت زیادم

تو اون روزا  چه راحت  تو بازی دادی منو

وقتی که معروف شدی با سردی گفتی برو

 




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ چهارشنبه 27 آبان 1394 ] [ 12:51 ] [ ملیحه خوشحال ]

دوباره یه موج غمگین از رسانه ها رسیده

این دفه کدوم جنایت حاجیای ما رو چیده؟

خبری تلخ و اسف بار شادی عیدو تموم کرد

دوباره دوربین سیما به روی حاجیا زوم کرد:

صبح روز عید قربان همه عازم مناین

از نژادی متفاوت بندگان یک خداین

توی ازدحام و گرما مسیرا که بسته میشه

فشار زیاد موج و ...کاروان گسسته میشه

پشت این درای بسته زایرا چه بی قرارن

همه لب تشنه وخستن، دیگه طاقتی ندارن

حس تلخیه که اینجا نفسای آخرینه

حاجی اشهدو میخونه خدارو داره می بینه

جنازه روی جنازه وسط زمین رها شد

سرزمین آرزوها حالا میدون عزا شد

ای خدا بنده ی پاکت  حج شو تموم نکرده

آرزوش نیمه تمومه که جنازه برمیگرده

بچه ها با چه امیدی منتظر برای بابا

ازخدا چی خواسته بودی؟عرفه میون صحرا؟

پرده های خیر مقدم همه پرده ی سیا شد

جشن برگشتن حاجی مجلس ختم و عزا شد

ای خدا تو عید قربان چرا عیدمون عزا شد

چه جوری تو سرزمینت قربونی حاجی ما شد؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار خودم،
[ جمعه 3 مهر 1394 ] [ 18:00 ] [ ملیحه خوشحال ]

سلام به تمام دوستان خوبم ....

خوشحالم که بعد از مدتها دوباره این فرصت پیش اومد که  بتونم وبلاگم رو بروز کنم و مطلب جدید بذارم .از اینکه هنوز همراه من هستین از همه تون متشکرم .دلیل این غیبت طولانی همون طور که قبلن اشاره کرده بودم کارهای زیاد تو مدرسه و خارج از مدرسه بود که مربوط به دانش آموزام میشد و تقریبا تمام وقت منو تو منزل میگرفت .خلاصه اینکه این چندماه سعادت نداشتم در خدمت تون باشم. خوشحالم از اینکه هنوز هستید و با نظرات ارزشمندتون منو همراهی میکنید.تا یادم نرفته حلول ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم همه بتونیم نهایت استفاده رو از این ماه عزیز داشته باشیم.امیدوارم طاعات و عبادات تون مورد قبول درگاه حق  واقع بشه . موقع افطار و سحر منو از  دعای خیرتون بی نصیب نذارید .

حالا براتون یک چهار پاره  با حال و هوای طنز میذارم که در وصف یکی از دانش آموزام به نام بهناز سرودم  که چیزایی که تو این شعر گفتم در واقع خصوصیات اخلاقی بهناز هست که به دلیل مشکلات خانوادگی که داشت چنین رفتارهایی رو بروز میداد از شما میخوام که برای حل مشکلات بهناز و تمام دانش آموزانی که تو خانواده شون مشکل دارند دعا کنید.هدفم از گذاشتن این شعر نشوندن لبخند بر لبهای شماست و البته کمی تامل و تفکر برای همه مون.من برای حل مشکلات  بهناز در طول سال تحصیلی خیلی تلاش کردم و تا حدودی هم موفق بودم طوری که بهناز نسبت به آغاز سال تحصیلی خیلی بهتر شده بود و در طول سال تحصیلی رابطه اش به تدریج بامن بهتر شد.

با امید به این که هیچ دانش آموز مشکل داری توی کشورمون نباشه و همه دانش آموزا درنهایت آرامش و رفاه درس بخونن شما رو به خوندن این شعر دعوت میکنم:

 

 

 

دانش آموز شر من بهناز                                          اینقدر مرا نکن اذیت

پیر کردی مرا در این یکسال                                 خواهشا بشین سر جایت

من که پاسوز تو شدم امسال                            با تو هرگز نبوده ام خوشحال

به هوای حقوق  رویایی                                    در ره تربیت شدم اغفال!

تو که پرتاب میکنی دفتر                                   روح قانون می شود پر پر

من که با تو فسیل خواهم شد !                      تو چه خواهی ز جان من آخر !؟

گاه گریه میکنی بی خود                                        گاه بی بهانه میخندی

گاه میزنی خودت را، آه                                 با خودت بگو تو چند چندی ؟

یا نشستی به روی نیمکت ها                                یا که فریاد میزنی بی جا

لحظه ای که حال تو خوب است                             با یک آواز میکنی غوغا

کل دختران ده را هم                                        تو نوازش نموده ای انگار

گاه با لگد زدن هایت                                                گاه با لغات معنادار!

آه نازنین گلم بهناز                                          خوبی از اسم تو شده آغاز

خوب بودن فقط به اسمت نیست                           قدر یک روز با معلم ساز!

 

                                     




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ جمعه 29 خرداد 1394 ] [ 18:45 ] [ ملیحه خوشحال ]

سلام به تمام دوستان نازنینم .......

 

بالاخره بعد از دو ماه و اندی این فرصت پیش اومد که بروز بشم. راستش دلم برای همه تون تنگ شده بود. کلن یه مدت از فضای اینترنت دور شده بودم اینترنت داشتم اما فرصت استفادشو نه ! دلیلش هم اینه که مشغول به کار در مدرسه ی ابتدایی هستم و در پایه پنجم تدریس میکنم .کلن تموم وقتم صرف امور مربوط به مدرسه میشه حتی موقعی که خونه هستم. بچه های ابتدایی رو هم که میشناسید تموم وقت و انرژی آدمو میگیرن اما با این حال من همشونو دوس دارم حتی شلوغ ترین و تنبل ترین شون رو!!!! چون خاطرات دوران ابتدایی خودم رو با بودن در کنار این بچه ها مرور میکنم و به روزایی که خیلی دوستشون دارم و کلی خاطره ازشون دارم برمیگردم .البته من نه شلوغ بودم و نه تنبل.  

     هنوز باورم نمیشه که یک معلمم و آرزوهای کودکیم تحقق پیدا کردن :معلمی ، شاعری ، نویسندگی ، نقاشی و فوتسالیست شدن. همه آرزوهای کودکیم بودن که ازبین اونا فقط نقاشی رو دنبال نکردم نمیدونم چرا؟شاید به خاطر اینکه تو چند مورد دیگه خیلی غرق شدم اما هنوز زنگ نقاشی رو دوس دارم همینطور زنگ انشا و ورزش رو مثل همون بچگی هام !!!!دنیای معلمی دنیای قشنگیه و سرشار از خاطره ست اما خیلی سخت تر از اون چیزیه که فکرشو میکردم.          

سرتونو درد نیارم !بگذریم...

 

به هرحال این مدت مشغله کاری و شخصی این اجازه رو بهم نمیداد که خدمت برسم اما الان با یه ترانه در خدمتتون هستم.چند ماهه که از فضای شعر و غزل  دور شدم به دلیل همکاری که با چند خواننده قراره  داشته باشم در فضای ترانه بیشتر غرق شدم  برای همینم امکان گذاشتن ترانه ها تو وبلاگ نیس به جزهمین یه مورد که قرار نیس بدم کسی بخونه.امیدوارم از خوندنش لذت ببرید منتظر نظرات سازنده تون هستم... 

یه مطلب دیگه :درگذشت زنده یاد مرتضی پاشایی خواننده محبوب و خوش صدای پاپ رو به همه تسلیت میگم.هفته ای که گذشت هفته سخت و تلخی برای همه ما بود.روحش شاد و یادش گرامی و صدای زیباش موندگار...                                                                                                                       

 

 

همون حلقه همون زنجیر ، تموم سهم عشقت نیس

میشه بازم یه عاشق بود ؛ میشه بازم یه عاشق زیس (زیست)

رها کن اون شبایی که تو تنهایی سحر کردی

میدونم چه روزایی رو تو اوج غصه سر کردی

چرا غم پر کنه جاشو ؟ چرا گریه کنی هر شب ؟

یه مرد محکم و مغرور ، چرا می سوزه توی تب ؟

غرورت رو نگه دارو نگو میخوای بیفتی پاش

یه زن هرگز نمیخواد که ، ذلیل شه مرد رویاهاش

بدون که عشق بی رحمه ، که این بازی تقدیره

نگو که ساده می میری ، نگو بازم دلت سیره

بلند شو از زمین حالا ، بگو چون کوه می مونی

بگو که کم نمیاری ، ته خط نیس ... میتونی....



طبقه بندی: اشعار خودم،
[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 18:11 ] [ ملیحه خوشحال ]

نشسته گوشه ی یک صحن ، زائرت تنها

طلوع  حس غریبی ...درون دل غوغا

به اشکهای زلالش که می چکد سوگند

امید آخرش اینجاست ، پیش تو... آقا

که خسته از غم دنیا ، پناه آورده ست ...

بگیر دست دلش را ...بگیر ای مولا

میان این همه زائر نگاه کن او را

که این نگاه رئوفت کشانده اش اینجا

دلش گرفته از عالم ، دلش پر از درد ست

تسلی دل تنگش ، کمی دعا ، حالا...

عبور سبز نسیمی ...دوباره جاری شد ...

کرم کن و برسانش به ساحلت ...دریا...


سلام به تمام دوستان گرامی

بعد دوماه و اندی بروز شدم بالاخره. میلاد امام مهربانی رو به همتون تبریک میگم امیدوارم همه حاجت روا باشید.هرکی امشب حرم میره خیلی التماس دعا ....جای مارو هم خالی کنیداونجا... با اینکه دوهفته پیش رفتم حرم اما الان دلم تنگ شده.ان شاالله روزی برسه که به خاطر خود امام رضا(ع) بریم حرم نه واسه حاجاتمون !!!!فقط واسه خود خودش .میدونم الان صدا تون در میاد!!!میگین:مگه به خاطر چی میریم؟؟؟؟درسته الانم به خاطر زیارت میریم و درکنارش حاجاتمون رو هم میگیم اما کاش واقعن اون روز برسه که بریم حرم و به امام رضا بگیم اومدم فقط خودتو  ببینم برم ، بگیم دلم برات تنگ شده بود ، اومدم سیر نگات کنم ، سیر زیارتت کنم ، اومدم انرژی بگیرم ازت، اومدم آرامش بگیرم و...و ازت چیزی نمیخوام .من که واقعن خجالت میکشم برم حرم و بگم امام رضا فلان چیزو میخوام ...خواسته های ما که تمومی نداره ...یکی رو که میگیریم باز یه چیز دیگه میخوایم. تازه اگه نده که طلبکار هم هستیم.فکرشو بکنید بعضی از ماها چه آدمای بدی هستیم !!!!!!بهتون بر نخوره یه تلنگر به خودم بود و تعداد انگشت شماری که شبیه خودم هستن!!!!بازم التماس دعا.....




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 19:42 ] [ ملیحه خوشحال ]
چندی ست میان شعر ها گم شده ام 

یا سوژه حرفهای مردم شده ام

با دید غریبانه به من می نگرند

انگار که لایق ترحم شده ام 

دریای دلم همیشه طوفان زده است 

امواج غمم که پر تلاطم شده ام 

خندیدن من که آرزویی ست محال !

تا تشنه ی یک لحظه تبسم شده ام 

من دختر حوای زمانم هستم 

عاشق نشدم اسیر گندم شده ام...


سلام به تمام دوستان خوبم 

پیشاپیش حلول ماه رحمت و مغفرت (ماه رمضان)رو تبریک میگم امیدوارم همه توفیق بهره بردن  از این ماه عزیز رو داشته باشیم و مورد لطف ویژه الهی قرار بگیریم.تو این ماه عزیز واسه همدیگه دعا کنیم فراموش نکنیم! اما از این ماه رحمت که  بگذریم باید بریم سراغ جام جهانی !!!!آخ داغ دل همه تازه شد چه واقعیت تلخی! ما بازم صعود نکردیم!!!! از داغی خبرش گذشته اما چرا من دارم این حرفارو میزنم ؟واسه اینکه  دغدغه ی خیلی از ما شده. واقعن اون شب به خیلی از مردم ما چی گذشت؟(راستش من خودم سردرد شدم بعد بازی با آرزانتین و بوسنی )چرا باید صعود  تیم فوتبال بهانه ی شادی کردن و ریختن ما به خیابونها برای شادی باشه .خیلی از ماهایی که شاید خیلی پیگیر فوتبال نیستیم اما این جام و صعود ایران به مرحله بالاتر باید بهانه ما برای شادی باشه و نرفتنش اینجور غمگینمون  کنه؟تا حالا به این مطلب فکر کرده بودین ؟حتی بی تفاوت ترین ادمها نسبت به فوتبال تو این ایام یه هیجان خاصی داشتند!!!عجیبه نه؟یعنی اینقدر بهانه ما برای شادی و هیجانات مثبت کم شده  که صعود تیم فوتبالمون خوشحالی وصف ناپذیری برامون رقم میزنه  که تا چند وقت شارژباشیم؟و نرفتنش تا چند وقت حالمون رو بد میکنه!؟عرق ملی هم به جای خود. درسته ما رو کشورمون تعصب داریم پرچم باید همیشه بالا باشه  اما این توجیه خوبی نیست!پرچم ما تو خیلی از زمینه های دیگه هم میتونه بالا باشه :علمی ٬فرهنگی٬دینی٬ سیاسی٬ اقتصادی و...
دین ما( اسلام) دین شادیه اما ما فقط عزاداریهاش رو یاد گرفتیم متاسفانه. برای همین هم خیلی هامون آدمهای افسرده ای هستیم یا بهتر بگم شاد نیستیم این ماه یعنی ماه رمضون بهونه خوبیه که یه کمی در مورد دینمون مطالعه بیشتر داشته باشیم و از زوایای دیگه بهش نگاه کنیم.






سلام مجدد به دوستان گرامی 

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات  امیدوارم در این شبهای عزیز (شبهای قدر) منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

خیلی التماس دعا....

این تک بیت رو هم از من داشته باشین:

محراب نماز ٬ فرق مولا ٬ شب قدر ...

بر قاتل عدل ٬ ابن ملجم لعنت...


***
شبهای قدر هم تموم شد....

امیدوارم خدا گناهان همه مون رو بخشیده باشه و و سرنوشت خوبی برای همه ی ما رقم خورده باشه.
ان شاالله ماه رمضان بعدی هم توفیق درک شبهای قدر رو داشته باشیم....آمین

این دوبیت هم حاصل این شبهاست:

سه شب را با خدا بودی ملیحه 

تو از نفست جدا بودی ملیحه 

چرا عهدی نبستی با خدایت؟

عجب بی دست و پا بودی ملیحه!



طبقه بندی: اشعار خودم،
[ شنبه 7 تیر 1393 ] [ 15:31 ] [ ملیحه خوشحال ]

سلام به تمام دوستان خوبم 

شرمنده که یه کمی دیر بروز شدم.براتون چند تا رباعی میذارم که مرتبط با حال و هوای این روزاست البته این رباعی ها قدیمیه  و مال چند سال پیش . شرمندم چون دارم با چندتا خواننده همکاری میکنم این روزا بیشتر درگیر گفتن ترانه ام و ترانه هم نباید منتشر بشه تا کار وارد بازار بشه .کلن از حال و هوای غزل کمی دور شدم .ولی سعی میکنم طی ماههای آینده حتمن چند تا غزل بذارم تو وبلاگ .اعیاد شعبانیه بویژه میلاد امام عصر (عج) رو بهتون تبریک میگم .ان شاالله هر چه زودتر اون روز برسه که میلادشون رو بخودشون تبریک بگیم . آمین.

 
به مناسبت 14خرداد برای امام راحل :
 
خرداد تمام سال ، شرمنده ی توست 
چون ماه غم انگیز سراینده ی توست 
وقتی که تو پر کشیدی از عالم خاک 
رویید غمی به دل که آکنده ی توست



برای حضرت ولی عصر (عج):

 
این شاعر با قافیه های بسیار 
بی یاد شما شعر ندارد انگار 
هر جمعه دلش گرفته و غمگین است 
لطفی بکن و قدم به چشمش بگذار 


هر جمعه غروب او همان جایی که ...
دلتنگ در انتظار فردایی که ...
تسبیح به دست ، زمزمه بر لبها 
مشغول دعا برای آقایی که ...
 
 
برای ایام امتحانات:
 
یک جزوه بدست ، دست دیگر خودکار
شش صفحه جلو نرفته اما انگار
نیم ساعت دیگر امتحان دارد او
ای وای از این سوالهای دشوار!!!!
 
من در عجبم تو کیستی دانشجو
با درس و کتاب زیستی دانشجو
فرسوده شدی به راه تحصیل علوم
در حسرت چند بیستی دانشجو ؟؟؟!!!
 
 
ببخشید یه مطلب دیگه : قابل توجه خوانندگان و موزیسین های محترم :
در صورت درخواست و سفارش ترانه لطفن آدرس ایمیل و آدرس وبلاگ (اگه دارین) بذارین و در مورد سوابق کاری تون هم یه توضیح کوتاه بدین و شماره تلفن  نذارین چون من با کسی تماس نمیگیرم  با عرض شرمندگی!!!!          (چون آدم مزاحم زیاده )



طبقه بندی: اشعار خودم،
[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 19:32 ] [ ملیحه خوشحال ]

سلام به دوستان خوبم ......

احتمالن خیلی هاتون بعد خوندن مطلبی که مربوط به برنامه سال جدیدم نوشته بودم تعجب کردین و شاید گفتین چه اعتماد به سقفی !!!!!فکر کرده واقعن شعراش به سطح عالی رسیدن که میگه چابشون کنم ؟؟؟حقیقتش اینه که خودم میدونم شعرام خیلی خوب نیست و قصد چابشون رو هم نداشتم فعلن اما خیلی ها این بیشنهاد رو حضوری یا  غیر حضوری بهم دادن و این باعث شد من این تصمیم رو بگیرم با این حال هنوز هیچ اقدامی نکردم و در صورتی که تو نظر سنجی ها که تا شهریور ماه ادامه خواهد داشت   70درصد شما مخاطبان عزیز رای موافق بدین نسبت به چاب کتاب تا بایان سال اقدام خواهم کرد .در غیر این صورت مطمین باشید از چابشون صرف نظر خواهم کرد.البته با لطفی که شما داشتین تا الان حدود 85 درصد موافق بودند اما تعداد شرکت کننده ها از اون چیزی که انتظار داشتم  کمتربود .احتمالن دلیلشم اینه که با خودتون گفتین تصمیموشو گرفته دیگه نظر ما چه اهمیتی داره؟؟؟؟ اما باور کنید که نظرتون برام خیلی مهمه. ازتون میخوام که حتمن تو نظر سنجی شرکت کنید.

از وقتی که برای بازدید از وبلاگ من میذارین ممنونم.

حلول ماه مبارک رجب رو هم تبریک میگم .منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید .

حرفام زیاده و وقتم کم .برمیگردم به زودی ...




طبقه بندی: متفرقه،
[ پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 ] [ 14:20 ] [ ملیحه خوشحال ]

جوشش حس دوباره ؛ علت شعر جدید

مثل هر شب یک غزل  ؛ نه مثنوی و نه سپید

مرهم شبهای تارم می شوند این شعرها

در هیاهوی زمان ؛ پایان ایام امید

با فرود خاطراتم از سراشیبی ذهن

یاد یک عشق قدیمی کم کمک  آمد پدید...

می نویسم بی حضورش خاطرات کهنه را

باز می لرزد دو دستم در هوایش مثل بید

***

یک شب از سمت جنوب آمد ؛ پر از گرمای عشق

سیب سرخ قلب من را ، با نگاهش ساده چید

با نگاه بی کرانش زندگی لبخند زد

با حضور بی ریایش عطر خوشبختی وزید ...

***

یک شب آن حس لطیفش محو شد در آسمان

عاشقی شایسته تر هستی او را می خرید

وقت باران بهاری عزم رفتن کرد و رفت

مهربان و ساده آمد عاشقانه پر کشید ...

***

سلام به تمام دوستان خوبم

با کمی تاخیر ، سال نو مبارک ....

امیدوارم امسال سال خیلی خوبی برای همه باشه و پایان سال که رسید همه بگیم سال خوبی بود ...هم برای کشور و تمام  هموطنانمون هم برای خودمون و خونواده هامون ان شاالله .و البته سال خوبی برای شعر و ادب و موسیقی باشه و برای تمام هنرمندا ......از همه مهم تر سال ظهور حضرت ولی عصر (عج)باشه  ان شاالله....که در اون صورت سال برای تمام جهانیان خوب خواهد بود.دعا برای فرج آقا امام زمان رو فراموش نکنیم ...

سعی کنیم امسال با همه مهربونتر باشیم .حق کسی رو ضایع نکنیم و دل کسی رو نشکنیم ...

برای سال جدید همین اول سال برنامه ریزی  کنیم و اهدافمون رو ترسیم کنیم . یکی از برنامه های من  تو سال جدید  اینه که ان شاالله برای چاپ اولین مجموعه ی غزلم اقدام کنم .به توصیه خیلی از دوستان و آشنایان.خوشحال میشم نظر شما رو هم در این مورد بدونم مخاطبین عزیز....

آیا با چاپ اشعار من موافقید؟و فکر میکنید با استقبال علاقه مندان به شعر و ادب مواجه بشه؟

برای من سال 92سال نسبتا خوبی بود امیدوارم سال 93عالی باشه هم برای من و هم برای شما...

منتظر نظراتتون هستم....

موفق باشید....

 

 




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ سه شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 18:48 ] [ ملیحه خوشحال ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

سلام به تمامی دوستانی که لطف کردن و به وبلاگ من اومدن .من دانشجوی رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی هستم. از اواخر آبان ماه 89سرودن شعر رو آغاز کردم با سرودن یک چهارپاره برای شرکت در جشنواره شعر فجر فریمان .از اون به بعد تصمیم گرفتم سرودن شعر رو ادامه بدم. تا الان چندتا ازقالب های شعری رو کار کردم ولی در وبلاگ فقط غزلیاتم رو گذاشتم.شعرهام به اندازه یک کتاب و شاید بیشتر هم باشه اما تصمیم دارم تا زمانی که به سطح عالی نرسیده چاپ نکنم .
منتظر نقد و نظرات تمامی دوستان هستم.
ممنونم که به وبلاگ من سر میزنید .

لطفن نظر یادتون نره.....
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

.